خط داستانی
در دهکدهٔ مرزی وِتارو، پسران خانهٔ کودکان با گروهی از محلهٔ سِیماکس درگیر جنگی تلخ میشوند. قبل از نبرد، بچهها جلسهای در مزرعهٔ شنی میگذارند که با دود علامتگذاری میشود. دود به کنار مزرعه، نگهبان مرزی تومَش را با سگی پلیسی ری میآورد. کودکان میآموزند که راک باید به پایان برسد. پس از نامهای از سوی فِندا به وزیر نگهبانان، تصمیم گرفته میشود تا بچهها بتوانند از زندگی را نکشند و در نهایت راک زنده میماند.