آنِتا، بازیگر سرکش کنیز کنیز اسکالینسکی، با زیبایی و اجرای با استعدادش شگفتزده میکند. پس از اجرا، گفتوگوی صریحی بین آنها شکل میگیرد. گوینده متوجه میشود که اسکالینسکی، که مدتهاست به دنبال بازیگر است، معشوقهاش - یک بازیگر جوان از گروه - را به سربازان برای بیست و پنج سال داده است. پس از تفکر زیاد، شچپین تصمیم میگیرد به دختر کمک کند، اما خیلی دیر میشود...