خط داستانی
وودی در خانه نشسته و خسته است و تلویزیون تماشا میکند و یک خبر ویژه درباره طلاهای دزدی کاپیتان بلا میشنود. وودی که هنوز هم خسته است و به خبر توجهی نمیکند، تصمیم میگیرد به رختخواب برود. در حالی که به خواب میرود، خاکی از پنجره اتاق خواب وودی به داخل پرتاب میشود و وقتی که او بررسی میکند، متوجه میشود که کاپیتان بلا در حال کندن چالهای برای دفن طلاهایش است. وودی که میبیند بلا طلاهایش را کجا دفن کرده، به دنبال او میافتد.