خط داستانی
پا از یک شب بیرون با دوستانش به خانه برمیگردد و مصمم است بدون بیدار کردن ماو وارد خانه شود. او نمیتواند این کار را به تنهایی انجام دهد و از میلفورد، خوک، کمک میخواهد که نکاتی برای ورود بیصدا به خانه به او میدهد... اما همه آنها به طرز فاجعهباری شکست میخورند. در نهایت، میلفورد پیشنهاد میدهد: "آیا درب پشتی را امتحان کردهای؟" درب پشتی باز است و پا به آرامی وارد میشود... تنها برای کشف اینکه ماو هنوز به خانه نیامده است! در این لحظه، ماو به خانه میآید و پا از درب جلو خارج میشود تا ماو را به خاطر دیر آمدن سرزنش کند. ماو از درب پشتی وارد میشود (تا پا را بیدار نکند) و پا را در درب جلو میبیند که در این لحظه فرض میشود *او* تازه به خانه آمده و به هر حال توسط ماو سرزنش میشود.