خط داستانی
درام فئودالی: وینا (جامونا)، دختر یک زمیندار استثمارگر و همسر الکلی چونیلال (شیوداسانی)، به خانوادهاش اعتراض میکند و برای دهقانان استثمارشده میجنگد. در این فرآیند، او عاشق مدهو (ناندریکار) فقیر میشود. وقتی شوهر شرور او نمیتواند اتحاد دهقانان را تضعیف کند، خودکشی میکند. قهرمان داستان از ارث پدرش محروم میشود، اما به ملیگرایی متعهد میماند. فیلم بهطور برجستهای نمادهای گاندیایی (مانند چرخ نخریسی) را به کار میبرد و تصور ایدئال از هند گذشته را با فقر مردم امروز مقایسه میکند.