We Are Not Children
فیلم ما کودکان نیستیم
در بهار سال 1913، ژان سروین، پسر یک خانواده، با روبرته، یک میدینت کوچک، دوست میشود. او چند ماه بعد او را ترک میکند تا با سسیل برتون ازدواج کند. سالها میگذرد. ژان به یک تاجر مهم تبدیل میشود. یک شب، او با روبرته ملاقات میکند که همسر یک آمریکایی ثروتمند شده است. او نه شوهرش را دوست دارد و نه او همسرش را. آنها خاطراتشان را به یاد میآورند. به نظر میرسد هنوز هم یکدیگر را دوست دارند. آنها برنامهریزی میکنند تا زندگیهایشان را دوباره بسازند. آنها با هم چند روز را در دیپ سپری میکنند، همانطور که در گذشته بعد از اولین ملاقاتشان انجام داده بودند. آنها احساس میکنند که چقدر با آنچه که بیست سال پیش بودند متفاوت هستند و درک میکنند که گذشته نمیتواند دوباره زنده شود.