گینجیرو در خانوادهای از نجابت به دنیا آمد، اما آرزوی آزادی داشت. برای به دست آوردن این آزادی، خود را به بدترین افراد وابسته میکند. او با سوگند وفاداری به باند جنایتکار مشهور کوروئیوا، خانواده یاکوزا که به تشنگی برای خون معروف است، آماده نبرد میشود. زمانی که یک خانواده رقیب به سالن قمار آنها حمله میکند، او به یک دستیار ماسکپوش حمله میکند. او نمیداند که قربانیاش هیچ دستیار معمولی نبوده است.