If You Are Right
فیلم اگر حق با تو باشد
گالیا که در طول جنگ والدینش را از دست داده بود، در یک یتیمخانه بزرگ شد. وقتی پدربزرگش rehabilitated شد، آنها شروع به زندگی مشترک کردند. گالیا اغلب از آلیوشا میخواست تا تلفن را تعمیر کند. پس از گشت و گذار در مسکو در شب، آنها متوجه شدند که عاشق یکدیگر هستند. یک بار، پس از تماس دیگری، الکسی مورد تهمت قرار گرفت. رئیس، بدون اینکه بخواهد به ماهیت شکایت مشتری بپردازد، از الکسی خواست تا عذرخواهی کند. او امتناع کرد و از کارش اخراج شد. دوستانش به او کمک کردند تا شغل دیگری پیدا کند، اما او نتوانست گالیا را قانع کند که حق با اوست. دختر او را به خاطر ترسویی سرزنش کرد و قهر کردند...