در یک قلعه، ژنرال و بالین پسران را برای یک تمرین عجیب جمع کردند. آنها میخواهند از میان آنها، توانمندترین را برای عملیات بزرگ انتخاب کنند. انتخاب بر روی پسر میافتد که باید قبل از مأموریتش، آزمون نهایی را پشت سر بگذارد. او مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، اما نمیتواند نام دستیارش را فاش کند. پسر در حین ضرب و شتم شکسته نمیشود، اما بعد از آن به بیحالی میافتد و از ترک اتاقش امتناع میکند. ترزا به طور احساسی، تهدیدآمیز و منطقی با او صحبت میکند - اما بیفایده است. وقتی به او میگوید که بلند نخواهد شد، او یک دستور بیرحمانه به او میدهد...