خط داستانی
خدایان دارا زاده دختری به دامان خانواده می رسد اما در هنگام زایمان همسر دانه رنجور از دنیا می رود و او را برای سرنوشت همسرش مقصر می داند. او از دیدن صورت دخترش امتناع می کند و دوباره ازدواج می کند. دخترش لکنامی با زیبایی بزرگ می شود اما پدرش او را نادیده می گیرد و مادرخوانده اش او را آزار می کند. تنها کسی که کنار او ایستاده برادر نیمه خودش است. لکنامی به زودی ازدواج می کند اما سرنوشت برای او چیز تازه ای ندارد. او با شوهرش رابطهای محبت آمیز دارد، اما مادر شوهرش تحملش را ندارد و او نیز به صورت جسمی او را آزار می دهد.