بوریس موریف به پول و قدرت رویای میبیند و برای رسیدن به قله هر کاری میکند، از جمله ترک کردن ایрина، عشقش، برای ازدواج با دختر صاحب کارخانه سیگار محلی. با مرگ پدرزنش و بیماری همسرش، موریف صاحب جدید "نیکوتیانا" میشود و با دست آهنین حکومت میکند، که منجر به اعتصابات کارگری گسترده و قتل میشود. او ایrina را دوباره به زندگیاش میآورد، ابتدا به عنوان معشوقه و سپس به عنوان همسر دومش، اما جاهطلبیهایش همچنان در اولویت است زیرا او برنامهریزی میکند تا پس از پایان جنگ بزرگترین فروشنده سیگار شود. عشق ایrina به بوریس در حال کمرنگ شدن است و او در یکی از آلمانیهایی که بوریس در تلاش برای توافق با آنهاست، عاشق میشود. این فیلم در پسزمینه جنگ جهانی دوم و مبارزان کمونیست که علیه سلطنت بلغاری متحد نازیها میجنگند، قرار دارد و اقتباسی از رمان کلاسیک بلغاری "سیگار" منتشر شده در 1954 است.