خط داستانی
دو دوست شاد و کمدین در جستجوی صبحانهای برای صبح هستند. آنها ایدهای اصیل به ذهنشان میرسد. آنها به یک اسب خسته تبدیل میشوند و بدین ترتیب موفق میشوند به یک عمارت نفیس وارد شوند که یک زن ثروتمند آن را به خانهای لوکس برای انواع حیوانات تبدیل کرده است. در آنجا، به دلیل توجه زیادی که به کمدینها به عنوان حیوان میشود، مجموعهای از موقعیتهای کمدی به وجود میآید. به عنوان مثال، آنها مقدار زیادی علف خوشمزه دریافت میکنند که البته آن را میخورند. اوج داستان در یک مسابقه بین "اسب" و نعلزن رخ میدهد که میخواهد آن را نعل کند و در نهایت خودش نعل میشود. اما نیرنگ آنها کشف میشود و به طرز بیادبانهای به خیابان پرتاب میشوند، با این آگاهی که به عنوان حیوانات بهتر از انسانها عمل کردهاند.