خط داستانی
الکساندر مریتالی، رهبر یک حزب سیاسی، تحت حمله فرپو، یکی از رقبای خود قرار میگیرد. فرپو متوجه شده است که مریتالی در جوانی دزدی کرده است. اما مریتالی از اقدام رقیبش ترسی به دل راه نمیدهد. او نیز متوجه میشود که فرپو زمانی در یک رسوایی مالی درگیر بوده است، که این موضوع باعث میشود شاکی از پیگیری قضایی صرفنظر کند.