مکانیکی به نام ژیوتا با قلبی باز با مشتریانش برخورد میکند و ماجراهای زیادی را تجربه میکند. برخی خندهدار، برخی غمانگیز، برخی زیبایی و برخی دیگر رنج انسانی را فاش میکنند. در نهایت او خود را درگیر میکند و با تلخی سعی میکند راههایش را تغییر دهد تا مانند رقیبش در آن سوی خیابان که به روزهای مدرن سازگار شده است، شود: صرفاً کسب و کار. اما، افرادی که به او مراجعه میکنند، او را دقیقاً به همان شکلی که هست نیاز دارند.