خط داستانی
کارولینابه مدرسه ابتدایی در استان کار میکند و به عشق بزرگی به طور منفعلانه مینگرد زندگی برای او خالی و بیرنگ به نظر میرسد دوست کارولینا جولا که تصمیم میگیرد سرنوشت را به دست خود بگیرد با واقعیت رو به رو میشود و این همیشه نتایج مثبتی ندارد روزی کارولینا با جَن آشنا میشود که برای سمینار سرمایهداران جوان به شهر آمده است به زودی جَن شهر را ترک میکند و کارولینا برای ملاقات با وی به ورشو سفر میکند