در حالی که هنوز کودک است، آب نبات به پسرعمویش سیلویو که به عنوان یک عضو خانواده توسط پدرش، دکتر آرنالدوی محترم، بزرگ شده است، عاشق میشود. سالها میگذرد و به ناامیدی آب نبات، سیلویو با دخترعمویش لتیشیا نامزد میشود. در مهمانی نامزدی، آب نبات خشمگین سیلویو را فریب میدهد و مدتی بعد به لتیشیا میگوید که به خاطر این encounter باردار است.