Muži nestárnou
فیلم مردان هرگز پیر نمیشوند
در سال 1911، استانی جاارسکی به جیřینا هورنیکوا درس موسیقی میداد و به شدت عاشق مادر شاگردش شد. شب قبل از رفتن به تحصیل، خانم هلنا تسلیم او شد. نه سال بعد، مهندس جاارسکی جیřینا بزرگ شده را در پراگ ملاقات کرد - و عشق دوباره او را ملاقات کرد. اما این بار هم خوششانس نبود، دختر مجبور بود با یک ازدواج مناسب کارخانه خانوادگی را نجات دهد. پس از نوزده سال دیگر، مدیرعامل جاارسکی پس از اقامت طولانی در خارج به خانه برمیگردد. موهایش خاکستری شده، اما هنوز هم جذاب و باوقار است. ملاقات او با هلنکا جوان، نوه و دختر عشقهای سابقش چگونه خواهد بود؟