خط داستانی
داستان سُخادی، دختر آدیواسی دوازده ساله که روزانه به ایستگاه قطار خواب آلود می رود تا آب به دست آورد. این فعالیت عادی به وسیله دیدار تصادفی با زیناب، دختری گجسته و مرموز سیزده ساله، به ماجرایی تبدیل می شود. زیناب سُخادی را به پریدن روی قطار باریک قدیمی برای رفتن به ماثران در بالای کوه تشویق می کند