خط داستانی
در سال هزار و ده، جان فلدنرز نگهبان زندان تراتوریاتی سرخ است در آریزونا. درخواست آخر محکومان او را با بیوه مرد آشنا می سازد و او عاشق می شود. به طور همزمان محکوم جدید مایک سولیوان است که دوست قدیمی فلدنرز نیز هست. آنها درباره گذشته صحبت می کنند اما روشن است که سولیوان نقشه ترک زندان را دارد. هنگامی که این نقشه محقق می شود، فلدنرز تصمیم می گیرد دوست قدیمی خود را بازگرداند.