خط داستانی
مردم در دفاتر تولید نمایش مورت داونی جونیور در حال مشغول کار هستند. کارگر انبار فهرستهای حمل و نقل را آماده میکند. او به امضای تهیهکننده نیاز دارد، زنی پرگو که با کسی به نام هری صحبت میکند و بدون نگاه کردن به صحنه امضا میکند؛ درباره جایگزینهای جنسی، زنی که توسط عاشق چاقش در به قتل میرسد و درگیری در نمایش ژرالدور رودریگز صحبت میکند. او میگوید خدا را شکر که او در ورزش بوکس تمرین میکند. ناگهان زنی با بینی حلقه دار وارد میشود و پاکتی کاغذی را میگشاید و آنچه در داخل است را به تهیهکننده میدهد. ترسناک آغاز میشود...