خط داستانی
در امپراتوری عثمانی، داستان به ارتش قیصر (پانده) و درگیریهای آن با حاکمان محلی مسلمان میپردازد. پسر سلطان (آسوجی) به نام زیاد (کومار) توسط ارتش روم دستگیر میشود. پرنسس رومی، رحیل، عاشق او میشود. یک کنیز مسلمان به نام لیلا (سیتارا دوی) و پرنسس به او در فرار کمک میکنند. صحنههای تعقیب و گریز طولانی و مبارزات دنبال میشود که در نهایت به موفقیت زیاد و مردمش منجر میشود.