خط داستانی
تیم روزهایش را با یک گروه راهآهن میگذرانید که این موضوع والدینش را که در حال تلاش هستند، ناامید میکند. وقتی پدرش بیمار میشود، تیم ناچاراً شغفی پیدا میکند و از اینکه به این موقعیت مجبور شده، ناراضی است، اما وقتی اوضاع به طرز غمانگیزی تغییر میکند، او متوجه نیازش به تبدیل شدن به یک بزرگسال مسئول میشود.