خط داستانی
در جامعه روستائی مذهبی در دهه پنجاه، ویتا زنی جوان بارداری خود را پنهان کرده است با کمک خواهرش بچه را به دنیا می آورد اما به زودی او را رها می کند روز بعد نوزاد به بیمارستانی که ویتا در آن کار می کند آورده می شود؛ شرمندگی باعث می شود ویتا از یک کشیش درحال مرگ دلجویی بیابد.