پارس (ماهیپال) در دریا گم میشود زمانی که کشتی پدرش وارد طوفان میشود. پارس توسط یک روستایی فقیر نجات مییابد که او را مانند فرزند خود بزرگ میکند. پارس بزرگ میشود و به عنوان یک شمشیرزن و خواننده موفق میشود. شهرت او به زودی به کاخ میرسد و امپراتور او را برای خواندن دعوت میکند. امپراتور از صدای او خوشش میآید و از او یک آرزو میکند، و پارس دست دخترش (گیتانجلی) را میخواهد. امپراتور خشمگین میشود و تصمیم به مجازات پارس میگیرد. وقتی نقشههایش موفق نمیشود، تصمیم به کشتن پارس میگیرد، اما پارس فرار میکند و در این میان، شاهزاده خانم را نجات میدهد که عاشق او میشود. امپراتور که شکست خورده به نظر میرسد از پارس میخواهد که یک جواهر نادر را پیدا کند و اگر این کار را انجام دهد، تنها در این صورت میتواند با دخترش ازدواج کند. پارس موافقت میکند، اما هیچ سرنخی از مکان این جواهر نادر ندارد و هیچکس دیگری که میشناسد نیز ندارد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.