خط داستانی
مامور پلیس با استفاده از تلاش و شجاعت از سوی یکی از افسران خود به نام ویجی به روستای قانونشکن با نام شوناپور فرستاده میشود وی در آنجا به شکل ناشناس ظاهر میشود و با چالشهای متعددی از جمله روسیانهگان کمانگیز روبهرو میشود او تصمیم میگیرد اوضاع را به حالت درست بازگرداند در این مسیر با زنی جوان به نام شنتی آشنا میشود که به دنبال گنجی است آنها هر دو به دنبال یافتن گنج هستند تا برای این کار باید از تونلهای زیرزمینی، چالههای مار و گروهی از دزدان که هر کس را که در مسیرشان قرار گیرد میکشند عبور کنند