خط داستانی
عشق! چه چیز شگفتانگیزی است عشق. کیوپید متخصص دلهای دردمند و مردان و دختران بیمار است. آلیس لینتون عاشق پرسی پریمرز، یک شاعر جوان میشود. پدر لینتون میگوید: "شعر را کنار بگذار و موزه را از خانواده دور نگهدار." او نمیخواهد داماد یک شاعر احساسی باشد. آلیس به شدت عاشق پرسی است و نمیتواند آرامش پیدا کند، به بیماری دچار میشود و بسیار بیمار به نظر میرسد. پدرش نگران اوست و به سرعت به دیدن پزشک خانواده میرود. اما پرسی قبل از پدر به پزشک مراجعه میکند و همه چیز را درباره مشکل آلیس و عشقش به او میگوید. پزشک پیر دوست جوانان است و ترتیب کمک به آنها را میدهد. وقتی پدر میآید، پزشک خود را بیمار نشان میدهد و پرسی را که به عنوان "دکتر کیوپید" disguised شده، برای رسیدگی به وضعیت دختر جوان میفرستد.