خط داستانی
بیخانمان سرگردان، اسنکی انسان-ز، پیشنهاد میدهد که برای غذا کار کند، اما یک پای تازهپخته را میدزدد. بعداً، او به کمک یک مأمور ایستگاه راهآهن میآید، زمانی که دزدان سعی میکنند حقوق کارمندان را بدزدند.
۱۵۶۶ پانزده شصت و شش
بیخانمان سرگردان، اسنکی انسان-ز، پیشنهاد میدهد که برای غذا کار کند، اما یک پای تازهپخته را میدزدد. بعداً، او به کمک یک مأمور ایستگاه راهآهن میآید، زمانی که دزدان سعی میکنند حقوق کارمندان را بدزدند.