خط داستانی
نازیمه، دختر جوانی از دیوانیه، یکی از استانهای دورافتاده، برای فرار از ستم مادرنزدیکش سبریّا به پایتخت میآید؛ سبریّا پدرش را علیه او کرده است. مصمم به انتخاب آینده خود و خاموش کردن محدودیتهایی که آزادیاش را بند میآورد، با پشتکار کار میکند، ارزش خود را ثابت میکند و برای خود زندگی میسازد. هرچند در پایتخت از تنهایی رنج میبرد، با مقاومت و قدرت هر مانع و دشواری را در برابر میزند.