خط داستانی
پس از خبر تولد آینده یک کودک، سرگئی از همسرش ناتاشا جدا میشود و در کنار معماران جوانی که در یک اتاق در یک خانه بزرگ سکونت دارند، مستقر میشود. به دنبال زنجیرهای از رویدادهای پیشبینی نشده که توسط یکی از مستأجران که یک کودک را پیدا کرده، سرگئی یک پسر نوزاد را پیدا میکند. دوستان او تمام تلاش خود را میکنند تا مادر گمشده را پیدا کنند، اما سرگئی ارتباط خود را فاش نمیکند و سعی میکند نوزاد را به دستهای نادرست بدهد.