خط داستانی
سخت و محکم مانند میخ و به اندازه طوفان مارس پرحرف، رد هیکس ممکن است کمی "خودپسند" بوده باشد، اما او در بهترین وضعیت بود. شهر به قهرمان، اوشیا، مرد ایرلندی مبارز، وابسته بود تا قهرمان مشهور بوکس را به نرمش وادارد، اما در روز مبارزه اوشیا غایب بود. فرض بر این بود که او پول لازم را نداشت و مشکلات خانوادگی دیگری مانع شدند. با این حال، مربی اوشیا مشکل را حل کرد و رد هیکس به شکست خود رسید.