خط داستانی
با وجود مخالفتهای همسرش سوفیا، استلیوس تصمیم میگیرد به سفر برود. این تنها راه فرار از وضعیت اقتصادی وخیم است و مجبور میشوند پسرشان، آرس، را به مادربزرگش در ساموس بفرستند. مارس به آتن برمیگردد تا با مادرش که شبها کار میکند، بماند تا اولین پولها از استلیوس بیاید. برخی مشکلات و یک حادثه در بندر، استلیوس را به وضعیت مفقود شدن میکشاند.