گوربت به عنوان یک کشاورز با پدرش، حسین چاووش کار میکند. او و حلیل عاشق یکدیگر هستند. حلیل به عنوان کارگر در شهر کار میکند تا پولی برای ساخت خانه و خرید زمین جمع کند. چیلگان آغا که زمینهای روستاییان را با بدهی به تصرف خود درآورده، نیز عاشق گوربت است. چیلگان بدهیهایی به حسین چاووش میدهد که او نمیتواند پرداخت کند. با تمدید دوره بازپرداخت و ارائه وامهای اضافی، اعتماد او را جلب میکند. حسین چاووش بیمار شده و میمیرد. برای پرداخت بدهی پدرش، گوربت خود را به حراج میگذارد. او با کسی که بیشترین پول را پیشنهاد دهد، ازدواج خواهد کرد. در حراج، چیلگان آغا نه تنها بالاترین مبلغ را پیشنهاد میدهد بلکه وعده میدهد که تمام بدهیهای روستاییان را ببخشد. گوربت تحت فشار روستاییان، با ازدواج با چیلگان آغا موافقت میکند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.