خط داستانی
نگارخانه دار بیوه کارلو رواینسکی تصمیم به ادغام در مایورکا دارد اما خواکاستای گراور کورا تالهایم برای گمراه ساختن تاجر خردمند او را در آخرین لحظه قبل از کلاهبرداری عظیم آگاه می سازد روایت گرای او به خاطر جذابیت و غرورش عاشق او میشود و به طور خودجوش با او ازدواج میکند با این کار فرزندانش فلیکس و هلا را نسبت به ارث خود متنفر میکند تنها پسری بنام ایرن با کورا دوستی میکند اما با مرگ راویسکی از ایست قلبی و فرار کورا از سوء قصد، دو شاهزاده بر اسرار پشت نمای خانواده بیعیب فشار میآورد