خط داستانی
منطقه تحت کنترل مهابراج سینگ با خشکسالی و شرایطی شبیه گرسنگی روبه رو است و او دستور میدهد خزانه باز شود تا مردم آسیب نبینند اما دستورهایش از سوی سناپتی و ماهمانتری اجرا نمیشود و در نهایت او را میکشند. راهبان به دنبال ماها را تعقیب میکنند و سرپرستان بهارا، اما شر خان به آنها کمک میکند تا فرار کنند. آنها آمَر را در معبد برهان شری گنَش پنهان میکنند و زوجی فقیر گِیپی او را پیدا و به فرزندخواندگی میپذیرند. در این میان شر خان و مَرهانی ویران شده به مردم جبههگیری را سامان میدهند.