خط داستانی
مهدی هفدهساله به انجام ساعات خدمت اجتماعی به دلیل تخلف کم میفرستد. به اوورگن میرسد جایی که باید شش هفته زیر نظر تکهکوشی نجار دربار ابِل واگنیر کار کند، صاحب ارّهسازی که با تاتون، قهرمان پیشین کشتیگیر، به تنهایی اداره میکند. ابِل با فشار، جایگزینی مهدی را میپذیرد و او با کار، روستا و زندگی را به شکل سختی میآموزد. شوک شدید است. او در جهانی فرو میرود که مبانیِ او دیگر کار نمیکند. ارتباط که در ابتدا دشوار است، به تدریج با وجود خطاهای همهجا برقرار میشود.