اپونی یک هنرمند کاتاکالی است و با شاندراماتهی، رقصنده کلاسیک، پسر عموی او است و به او عشق می ورزد. مادهاوان پسر کاروناکاپانیککر که مالک کالیاری سادانام کاتاکالی است از روسیه بازمی گردد و به شاندراماتهی علاقه مند می شود و نهایتاً با او ازدواج می کند. سپس ملالکشی وارد می شود—او هنرمندی است که می خواهد کاتاکالی بیاموزد و همچنین دختر یک تاجر ثروتمند است.