سول جنسن، زن جوان ایسلندی، و حالیل آتیش، که اصالتاً از روستاهای ترکیه است، در ریکاوتیک با هم آشنا میشوند و عاشقانه متزلزل را تجربه میکنند. ده سال بعد، حالیل تجارتپیشهای مطرح میشود در حالی که سول آرایشگاهی را اداره میکند. دو دخترشان، لیلا و آیسیه، به مدرسه کاتولیک میروند با وجود پیشینهٔ مسلمانِ حالیل و این برای او اندوهگین است. فاصله بین او و سول با بزرگشدن دخترانشان در فرهنگی که متعلق به او نیست، بیشتر میشود.