یک خط آرام در پایتخت. یک دختر کوچک به نام وسیتو، بدون اینکه کسی متوجه شود، از خانه خارج میشود و به صداهای بچهها که در حیاط بازی میکنند، جذب میشود. وقتی بچهها از بازی قایمموشک خسته میشوند، پراکنده میشوند و وسیتو به یک پیادهروی طولانی در سراسر شهر میرود که پر از ماجراجوییهای هیجانانگیز است. او با یک لولهکش صحبت میکند، برای تماشای کار نقشهبرداران توقف میکند، یک بازی فوتبال جالب در استادیوم تماشا میکند، در نمایشگاه خوش میگذرانید، به عنوان یک بازیگر بداههپردازی میکند و تجربهای دشوار در یک محل ساخت و ساز دارد. همه مردم محله شروع به جستجوی کودک گمشده میکنند. در شب، وسیتو دوباره ظاهر میشود. او به آغوش مادرش برمیگردد، در حالی که مردم محله با اعمال خود همبستگی انسانی، عشق به کودکان و عزم خود برای مبارزه برای صلح را نشان میدهند، که برای آینده کودکان در سراسر جهان ضروری است.