خط داستانی
لوچا وازکز، یک زن جوان زیبا و ثروتمند به نظر میرسد که توسط بدشانسی تعقیب میشود. او دو دوستپسر داشته که در زمان اعلام ازدواج فوت کردهاند. مانوئل، یک جوان از همان شهر عاشق لوچا است، اما او میترسد که اگر او عاشق شود، او نیز بمیرد.
۱۵۶۶ پانزده شصت و شش
لوچا وازکز، یک زن جوان زیبا و ثروتمند به نظر میرسد که توسط بدشانسی تعقیب میشود. او دو دوستپسر داشته که در زمان اعلام ازدواج فوت کردهاند. مانوئل، یک جوان از همان شهر عاشق لوچا است، اما او میترسد که اگر او عاشق شود، او نیز بمیرد.