خط داستانی
کشتی که به لنیکین پول، سلاح و اسناد محرمانه میدهد توجه واحدهای مختلف حزب را در یک تعطیلات دریای سیاه جلب میکند. یک واحد کمونیست کوچک مسلح در آنجا با اقتدار بریتانیا مبارزه میکند. هدف آن از بین بردن تأمین سلاح برای ارتش سفید است. واحد کمونیست مسلح به کشتی نفوذ میکند، کاپیتان را بیسلاح میکند، پول را میدزدد و کشتی را سَبُکسازی میکند. برای گیج کردن تعقیب، گروه تصمیم میگیرد از طریق باتلاق فرار کند. یکی از اعضای گروه دروغگو است و به عنوان خائن عمل میکند. او پول را میرباید. بقیه گروه در باتلاق غرق میشوند.