اشانت داستان تلاشی است که کل نیروهای پلیس کشور به ویژه دو افسر پلیس ای سی پی ویجی بمبای پلیس (اکشا کومار) و ای سی پی ویشنو بمبای شهرستان بنگلور (ویشنو واردان) برای برقراری صلح به نام شانتا در کشور انجام میدهند. آنها علیه مافیایی که در چاپ اسکناس تقلبی تقویت میکند و امنیت کشور را تهدید کرده، میجنگند. سرکردگان این مافیا ککا و رهنا که از شهر بنگلور عملیات میکنند. اما با فشار پلیس، ویشنو تصمیم میگیرد ریشههای مافیای را به بنگلور منتقل کند. هنگامی که به بمبای وارد میشوند، رهنا توسط ای سی پی ویایج دستگیر میشود و بازداشت میشود. ویجه تحقیقات خود را برای رسیدن به ریشههای این مافیا آغاز میکند که مأموران از وزارت کشور دستور میگیرند تا رهنا را از بازداشت بمبای به دادگاه بنگلور منتقل کنند.