خط داستانی
داور سومنات با همسرش، سه پسر و دختری زندگی میکند. دو پسرش ویکرام و Mohan ازدواج کردهاند و دخترک کاامنا و پسر کوچک راوی سن ازدواج دارد. سومنات میخواست پسرانش دکتر، افسر پلیس و قاضی شوند. در حالی که ویکرام جراح است و Mohan افسر پلیس، و راوی اکنون در حال تحصیل حقوق و راهی به سمت قاضی شدن است. این خانواده دارای راز تاریکی است. راوی خشمگین است و در کودکی به کسی آسیب زده است. وقتی کاامنا مورد تجاوز قرار میگیرد، خانواده از گفتن به راوی خودداری میکنند و آنان او را کنترل میکنند در حالی که Mohan حکم بازداشت Vinod، آزارگر کاامنا را میگیرد. کارها در دادگاه به آرامی پیش میرود و چند ماه به تعویق میافتد تا اینکه سومنات و کاامنا در انفجار بمب کشته میشوند. حال Mohan و Vikram راوی را در بالکن دستبند میزنند و تشییع جنازه را نهایی میکنند.