خط داستانی
پس از آزادی از زندان دوک با هم قدیمی اش دالسو ملاقات می کند صاحب رستوران است این دو با هم هیچ گاه در کارنامهٔ زندگی به جایی نرسیده اند و مکرراً در زندان بوده اند دو فرد دیگر هم که در همان راه هستند تهدید کرده اند که خودکشی خواهند کرد مگر با مسئلهٔ ترافیک و بیکاری روبه رو شوند آنها به بدبختی گرفتارند زیرا در صحنهٔ جنایت دیده شده اند با وجود این چهار نفر در تدارک موفقیت بزرگ هستند در این میان شهر در دستِ قتلی زنجیره ای فرو می رود تیمی از ماموران باتجربه برای حل پرونده تشکیل می شود