خط داستانی
کلود، مردی خجالتی، از میشل میخواهد که عشقش را به سیمون، دختر جوانی که دوستش دارد، اعلام کند. اما میشل او را فریب میدهد و با او نامزد میشود. سیمون او را در آغوش دیگری مییابد، نامزدیاش را به هم میزند و با کلود، که او را شناخته و دوستش دارد، ازدواج میکند.