جاکوب جوان و دلال کوچک مواد مخدر از خواب بیدار میشود و میفهمد پلیس ساختمان را محاصره کرده است در حالی که والدینش در تعطیلات هستند پس از شستشوی مخفیگاه ها در توالت متوجه میشود که آن مکان ها برای تحقیق در مورد مرگ دختری همسایه است که از کودکی دوست نزدیک خانواده بوده است او به آرامی هفته گذشته را مرور میکند که او در آپارتمان مرده بود و به خاطر میآورد که از او خواسته بود «یک بسته را دریافت کند» بدون اینکه او از آن خبر داشته باشد از دلال مواد مخدرش پیسسو