خط داستانی
راجا که دزدی است به عشق ویجایا (گاوتامی) می رسد در ابتدا او را تصور می کند که پلیس است از او می خواهد اموال گم شده را پیدا کند و او برای برآورده کردن آرزوهای ویجایا دزدی می کند روزی پلیس او را در برابر ویجایا دستگیر می کند و به زندان می فرستد او مانند شاه در زندان پذیرفته می شود ویجایا از شهر با پدرش می رود وقتی آزاد می شود تصمیم می گیرد برای یافتن ویجایا جستجو کند.