خط داستانی
درامر جونز سفر سالانه خود به غرب را آغاز میکند. او در هتل تچ اقامت میکند که توسط مادر لوئیز اداره میشود. آیک سرایدار هتل است و او و لوئیز عاشق یکدیگر هستند. پس از اینکه چمدانها در اتاق درامر قرار میگیرند، او نمونههای خود را باز میکند. لوئیز از اتاقش او را تماشا میکند. وقتی او میبیند که راهش باز است، خود را در چمدان پنهان میکند.