خط داستانی
دو بازیگر سرگردان که یک چمدان تنها آنها با نوشته "برادران شولتز، در وودویل" مزین شده است، به سمت نیویورک در حال حرکت هستند. آنها وقتی به "اسنیکویل" میرسند، خسته و کوفته هستند. تصمیم میگیرند شب را در آنجا بگذرانند و اگر بخت به آنها یاری کند، یک نمایش اجرا کنند و پول کافی برای بازگشت به برادوی به دست آورند. آنها برای اجرای خود در تالار شهر آماده میشوند، اما تلاشهایشان برای خوشحال کردن تماشاگران انتقادی اسنیکویل بینتیجه میماند و قبل از اینکه اولین انتخاب خود را ارائه دهند، تماشاگران آنها را از صحنه بیرون میرانند و همه میروند. علاوه بر این، مدیریت در باجه بلیتفروشی با تمام عواید نمایش به بار "چشم قرمز" فرار کرده و آنها در وضعیتی بدتر از قبل قرار دارند.