خط داستانی
مردی که در روزگار رکود گیر کرده است، دوست دخترش را به یک جشن باستانی می برد.
۱۵۶۶ پانزده شصت و شش
مردی که در روزگار رکود گیر کرده است، دوست دخترش را به یک جشن باستانی می برد.