خط داستانی
دیوانه یک جهش وار در شهر یکنواخت همسانی و نظم است که ساکنان معمولی مانند سیمز به کار روزمره خود مشغول هستند. او روزی از فاضلاب بیرون می آید تا در خیابان به رقص بپردازد و فوراً به زندان انداخته می شود. در آنجا، سیمزها او را در تاریکی شبیه به فیلم برزیل بررسی می کنند و در کنار سایر دیوانگان وجود دارد. به او دو تصویر داده می شود تا از میان آنها یکی را انتخاب کند؛ تصویر عادی یا تصویر دیوانه. او همیشه گزینه دیوانه را برمی گزیند و به همین دلیل به سلول انفرادی فرستاده می شود.